تبليغاتX
بی سرزمین تر از باد

خواب دیدم مرده ام ! ...تو میری جهنم ! طبقه ...(یادم نیست ) جرمت رو میدونی ؟ -آره .. راه رو بلدی ؟ برو ....

خواب دیدم توی یک دریای پر از خون دارم غرق میشم ...خواب دیدم دارم خفه میشم و میمیرم .... پیش خودم فکر کردم مردن در مردن چی میشه ....

از خواب پریدم . احساس کردم گلویم پر از خون شده ... سرفه ام گرفت و دستم خونی شد ....

تمام این مدت از بینی ام خون میرفت در گلو و گلویم پر از  خون شده بود ....

پی نوشت : نقاشی با نام تحدید بهشت . اثر رضا راقبیان  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 20:49  توسط امیر حسین | 
 

از دوردست نوای آرامی میاید

من مشتاق رفتن

و در بند گران این بار خاکی گرفتار

می اندیشم ای کاش ....

 و ای کاش است

پژواک دستانی راز آلود

که بسویم دراز شده

و مرا  به عرش میخواند

و.......

گل باتلاق دهانم را میبندد 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 18:25  توسط امیر حسین | 

 

توی این شهر شلوغ یک آشنا کنارم نیست

حتی یک سرپناه واسه قلب بی قرارم نیست

نمیتونم باشم از غصه ها جدا

تو منو تنها نذار ای خدا

خدایا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 20:2  توسط امیر حسین |